السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

320

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

است : « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً . « 1 » 3 . هنگامى كه زليخا به سوى يوسف رفت يوسف بر روى سقف اين جمله را نگاشته شده ديد : « وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِيلًا » . 4 . هدف از برانگيخته شدن پيامبران ، بازداشتن مردم از گناهان است ، اگر پيامبران ، خود گناه كنند مشمول اين آيه مىگردند : « وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً » « 2 » خداوند قوم يهود را كه مردم را به كارهاى نيكو فرا مىخواندند ولى خود از آن كارها گريزان بودند سرزنش نموده است . پس با اين وجود چگونه ممكن است كه يوسف كه خود پيامبرى معصوم است و معجزات فراوانى دارد به كارهاى زشت و ناروا دست زند همانگونه كه خداوند فرموده است : « أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ . « 3 » گروهى از علما نيز گفته‌اند كه در حقيقت يوسف مىخواست گناه كند ولى برهان الهى را ديد . آنان برهان را چنين معنى نموده‌اند : 1 . زليخا از سنگ‌هاى قيمتى بتى داشت كه در اتاق نهاده بود و هنگامى كه خواست با يوسف زنا كند پارچه‌اى را روى بت افكند و گفت : شرم دارم كه در برابر خداى خويش گناه كنم . يوسف با ديدن اين صحنه گفت : چگونه تو از يك بت شرم مىكنى و من از خدايى كه همه‌چيز در دست اوست شرم نكنم ! به خدا سوگند كه تسليم تو نخواهم شد . 2 . هنگامى كه يوسف نزد زليخا بود صورت مثالى پدرش يعقوب را ديد كه در گوشه‌اى از اتاق انگشت به دهان ايستاده است و مىگويد : تو از پيامبران هستى . شرم كن و دست از اين كار بردار . اين نظريه را كسانى همچون مجاهد

--> ( 1 ) . سوره احزاب / 33 . ( 2 ) . سوره نسا / 61 . ( 3 ) . سوره بقره / 44 .